جوامع زنده و بالنده همواره تعادل میان دو نیروی حیاتی را حفظ میکنند: ریشههای هویتی و اعتقادی، که به حرکت جمعی معنا و انگیزه میبخشند، و عقلانیت و تدبیری که مسیر این حرکت را در جهان واقعی هموار میسازد. در پهنه معارف اسلامی، هرگونه ایجاد دوقطبی میان باورهای اصیل مردم و محاسبات عقلانی کارگزاران، میتواند به فرسایش سرمایه اجتماعی و تضعیف همبستگی ملی بینجامد. چالش امروز، دستیابی به نقطهای از توازن عمیق است؛ جایی که نه آرمانهای هویتی فدای مصلحتهای زودگذر شوند و نه تدابیر سازنده حاکمیتی زیر سایه رویکردهای تکبعدی قرار گیرند.
در گفتوگوی پیش رو، تلاش کردهایم این رابطه حساس را در آینه تاریخ بررسی کنیم و ببینیم چطور میشود باورهای قلبی مردم را با تصمیمهای عاقلانه مسئولان هماهنگ کرد. به همین منظور، با حجتالاسلاموالمسلمین سعید صلحمیرزایی، نماینده مردم تهران در مجلس خبرگان رهبری همکلام شدهایم تا به دور از کلیشهها و حرفهای تکراری، نگاهی تازه به این همدلی و همبستگی داشته باشیم.

تبارشناسی غیرت دینی و پویایی جامعه اسلامی
حجتالاسلام صلحمیرزایی در تبیین ریشههای تاریخی حرکتهای اصلاحی و پایداری مستمر جامعه ایران میگوید: غیرت دینی در فرهنگ تشیع، نه یک هیجان زودگذر و احساسی، بلکه یک معرفت عمیق و مسئولیتشناسی ایمانی پایدار است که در رگهای این ملت جریان دارد و همواره به عنوان ضامن بقای استقلال و عزت کشور عمل کرده است. نگاهی به دفتر تاریخ دویستساله اخیر ایران گواهی میدهد که تمامی دستاوردهای بزرگ و نقاط عطف رهاییبخش کشور، از فتوای تاریخی تحریم تنباکو توسط میرزای شیرازی بزرگ گرفته تا قیام پانزدهم خرداد سال ۱۳۴۲ و حماسه نوزدهم دی سال ۱۳۵۶ در قم، همگی ریشه در همین تعهد ایمانی و غیرت جمعی داشتهاند. تبلور عینی این هویت ارزشمند در دورههای معاصر نیز خود را در دفاع مقدس، حراست از حریم اهلبیت(ع) و خنثیسازی فتنههای پیچیدهای چون حوادث سالهای ۷۸ و ۸۸ نشان داده است که در تمامی این مراحل، حضور بهموقع و آگاهانه مردم غبار شبهه، تفرقه و ناامیدی را از چهره جامعه زدوده است.
ایشان پیامدهای ناگوار سستی و بیتفاوتی در بزنگاههای تاریخی را اینگونه توضیح میدهد: تاریخ پیشین اسلام و ایران همواره نسبت به عواقب سنگین رخوت، سکوت و دیر تصمیم گرفتن جوامع در برابر کفر و ستم هشدار داده است. نمونه بارز این مدعا، تنهایی و شهادت مظلومانه پیشوایان معصوم در سالهای چهلم، پنجاهم و شصت و یکم هجری است که به دلیل دنیازدگی، تزلزل ارادههای مردم و عدم یاری بهموقع ولی خدا رخ داد. در تاریخ معاصر ایران نیز، واقعه تلخ بردار کشیدن مجتهد مجاهد، شیخ فضلالله نوری در سیزدهم رجب، ناشی از سکوت، تماشاچی بودن و عدم اقدام به موقع نخبگان و تودههای مردم تهران بود؛ غفلتی بزرگ که عقوبت سخت آن سالها بعد در قالب حاکمیت استبداد سیاه رضاخانی و چکمههای ملعون او بر گرده مردم ظاهر شد. بنابراین بیداری مستمر جامعه و حضور بیوقفه در صحنه دفاع از ارزشها، مانع از افتادن کشور به ورطه غفلت و بیداری دیرهنگام زیر لگدهای دشمن خواهد شد.
تعهد و مردمسالاری دینی و تبیین راهبرد تنگه احد
ایشان ادامه میدهد: روش و منش پیامبر گرامی اسلام(ص) در مواجهه با مسائل کلان جامعه، بهویژه در عرصه تصمیمگیریهای نظامی و دفاعی، همواره مبتنی بر مشورت، احترام به خرد جمعی و تکیه بر تعهد و مردمسالاری دینی بود. در آستانه غزوه احد، رسول خدا(ص) با وجود برخورداری از علم غیب و تمایل شخصی به دفاع در درون حصارهای مدینه، به سبب پافشاری و شور جوانی نیروهای مدافع، تصمیم به رویارویی در بیرون شهر گرفتند و زره جهاد پوشیدند. این سیره نبوی به خوبی اثبات میکند که در حاکمیت دینی، اقناع افکار عمومی، مشارکت فعال تودهها و همراهی قلبی مردم با تصمیمات کلان، پایهایترین اصل برای حفظ پویایی و قوام جامعه به شمار میرود و رهبری جامعه همواره برای اراده و آمادگی بدنه اجتماعی ارزش و جایگاه ویژهای قائل است.
این کارشناس مسائل دینی در خصوص لزوم پاسداری از سنگرهای استراتژیک در شرایط مصلحتسنجی توضیح میدهد: درس جاودانه و عبرتآموز جنگ احد برای تمام اعصار این است که حتی در صورت تصمیمگیری بر اساس خواست عمومی یا مصلحتسنجیهای مقطعی، نباید از نقاط حساس و سوقالجیشی غفلت کرد. تنگه احد در زمانه ما، همان اصول بنیادین، حفظ انسجام داخلی، تقویت غیرت دینی و حضور هوشیارانه مردم در صحنه است که حراست از آن مانع ضربه خوردن جبهه خودی از پشت سر میشود. تزلزل قدمها در بزنگاهها به سبب گناهان، سستی اراده یا ترجیح منافع مادی بر مصالح جمعی، آسیبهای جبرانناپذیری چون شهادت چهرههای ماندگار و تمدنساز را به همراه خواهد داشت و از همین رو، وظیفه آحاد جامعه، نگهبانی هوشیارانه از این سنگر استراتژیک است تا از پشت خنجر نخوریم.
همگرایی دیپلماسی و حماسه در ساحت همبستگی ملی
عضو مجلس خبرگان رهبری در تبیین نسبت میان ابزارهای قانونی دیپلماسی و خشم مقدس تودهها میگوید: ابزارهای حقوقی، گفتوگوهای رسمی و پیگیری پروندهها در محاکم بینالمللی، همگی از مجاری عقلانی، مشروع و قانونی صیانت از حقوق یک ملت بزرگ در نظام جهانی هستند و کارگزاران سیاست خارجی وظایف دیپلماتیک خود را بر همین اساس دنبال میکنند. با این حال، کارآمدی واقعی این مسیرهای دیپلماتیک پیوند مستقیمی با پشتوانه مردمی و شور عدالتخواهی تودهها دارد و قدرت واقعی چانهزنی از دل این اتحاد مقدس بیرون میآید. در حقیقت، موضعگیری مقتدرانه جامعه در قبال رفتارهای بینالمللی و پافشاری بر صیانت از اقتدار کشور، سوخت محرک و قدرتآفرینی است که به دیپلماتها صلابت و اعتمادبهنفس در برابر زیادهخواهیهای استکبار را میبخشد تا با پشتوانه آرای ملت از حقوق کشور دفاع کنند.
ایشان در تشریح ضرورت دوری از دوقطبیهای کاذب میان میدان و دیپلماسی توضیح میدهد: ایجاد هرگونه گسست، تقابل تصنعی یا دوقطبی مخرب میان تدابیر عقلانی حاکمیت در عرصه مذاکرات و احساسات حماسی و دینی مردم، دقیقاً همان نقطهای است که دشمن برای تضعیف جبهه داخلی روی آن سرمایهگذاری میکند. سیاست خارجی موفق و متوازن نیازمند همافزایی همهجانبه میان این دو عرصه است؛ به گونهای که کارگزاران ما در عرصههای بینالمللی با صلابت و اقتدار برخاسته از همبستگی ملی سخن بگویند و تودههای مردم نیز با حفظ آمادگی معرفتی خود، نشان دهند که جامعه هرگز در برابر تعدی به مقدسات و چهرههای ملی خود بیتفاوت نخواهد ماند و این همپوشانی، بهترین ضامن برای ثبات، صلح شرافتمندانه و عزت میهن است.
وی در تبیین جایگاه ولایتمداری و لزوم پیروی از تصمیمات کلان نظام اسلامی میگوید: وفاداری به عهد، انسجام تشکیلاتی و پیروی هوشمندانه از تصمیمات کلان حاکمیت، اصلیترین تفاوت جامعه بیدار امروز با جوامع غفلتزده صدر اسلام است که مانع از تکرار اشتباهات گذشته میشود. هرگاه نظام اسلامی بر اساس مصلحتسنجیهای عمیق، مشورتهای تخصصی و همهجانبه، مسیری را برای حرکت کشور در عرصههای داخلی یا بینالمللی ترسیم کند، وظیفه تمام سلیقهها و جریانهای سیاسی و اجتماعی، حمایت منسجم، همراستا و وحدتآفرین با آن تصمیم کلان است. پایمردی در این مسیر عقلانی و تقویت همبستگی در سایه ولایت، مانع از هرگونه انشقاق اجتماعی شده و راه نفوذ و بهرهبرداری بدخواهان و تفرقهافکنان را به طور کامل سد میسازد.
افق روشن جبهه حق در سایهسار اتحاد مقدس و ایمان
این کارشناس دینی در تحلیل استراتژی دشمن برای فرسوده ساختن توان روحی و روانی جامعه میگوید: یکی از استراتژیهای دیرینه جبهه استکبار در جنگ شناختی، فرسوده ساختن توان روحی مردم از طریق القای ناامیدی، خستگی مفرط و ترویج این ذهنیت است که پایداری بیفایده بوده و حاصلی ندارد؛ دقیقاً همان ترفندی که در صدر اسلام نسبت به مردم کوفه اعمال شد و آنان را دچار تردید، عافیتطلبی و در نهایت شکست تاریخی کرد. پادزهر این توطئه خطرناک، تقویت پیوندهای اجتماعی، گشودن گرههای ذهنی نسل جوان از طریق گفتوگوهای اقناعی و معرفتی، و تلاش مضاعف مسئولان برای گرهگشایی از مشکلات معیشتی جامعه است تا بستر نفوذ فکری و فرهنگی دشمن به کلی از بین برود و امید جایگزین رخوت شود.
ایشان درباره مسئولیت همگانی نخبگان و مسئولان در صیانت از سرمایههای معنوی و اقتدار کشور توضیح میدهد: مطالب گری مسئولانه و دلسوزانه نمایندگان مردم در نهادهای عالی مانند مجلس خبرگان رهبری، در کنار تلاشهای مجاهدانه نیروهای مسلح و تدابیر دولت، پیامی آشکار از یکپارچگی حاکمیت و ملت به جهان صادر میکند. صیانت از سرمایههای معنوی و پاسداشت خون شهدایی که تمام وجود خود را فدای امنیت کشور کردند، تکلیفی همگانی بر دوش همگان است و نخبگان حوزه و دانشگاه باید با روشنگری مانع از به حاشیه رفتن آرمانها شوند. ما باید با حفظ اتحاد مقدس اجتماعی، تقویت بنیه اقتصادی و ارتقای همدلی عمومی، به نقطهای از اقتدار بازدارنده دست یابیم که اساساً اندیشه هرگونه تعرض یا تهدید از ذهن بدخواهان پاک شود و امنیت پایدار حاصل گردد.
حجتالاسلام صلح میرزایی در پایان تصریح میکند: مرور آموزههای عمیق معرفتی و تطبیق عقلانی سنتهای تاریخی بر شرایط معاصر، روشن میسازد که پایداری و سربلندی جامعه اسلامی در گرو حفظ توازن میان غیرت دینی، پایداری تودهها و تعهد و مردمسالاری دینی تحت هدایت رهبری است. سرمایه بیبدیل همبستگی ملی، فراتر از تفاوت سلیقهها، محکمترین تکیهگاه کشور در عبور از کوران حوادث است. با همافزایی هوشمندانه میان دیپلماسی فعال و شور حماسی و عدالتخواهانه ملت، میتوان تصویری مقتدر، عاقل و یکپارچه از ایران عزیز به جهان ارائه داد و در پرتو الطاف الهی، افق روشنی از پیروزی جبهه حق و اعتلای روزافزون میهن اسلامی را رقم زد که در آن آرمانخواهی اصیل در بستر تعهد و مردمسالاری دینی و اتحاد مقدس به شکوفایی میرسد.





نظر شما